تعداد لغات ترجمه شده
انگلیسی 109851

آخرین سفارش
مهرداد روزبهانی در تاریخ و ساعت 1396/02/24 07:51

آخرین خبر
تی کدینگ ، انقلابی در یادگیری لغت : بخش سه
تی کدینگ ، انقلابی در یادگیری لغت : بخش دو
آخرین مطلب آموزشی
مشکلات ترجمه اسناد حقوقی
پارافریز متن انگلیسی
نکاتی در مورد پارافریز یا بازنویسی متون انگلیسی
روش های یادگیری لغات زبان انگلیسی - بخش ششم
راهنمای ترجمه آثار ادبی
ترجمه انگلیسی به فارسی
3   /   3   /   1396                 
کاربر گرامی، لطفا تمامی اطلاعات خواسته شده برای ورود را با دقت پر کنید.
Email
Password
 


ترجمه متون تخصصی صفحه اصلی
ترجمه متون تخصصی درباره ما
ترجمه متون تخصصی تماس با ما
ترجمه متن تخصصی راهنمای سفارش ترجمه
ترجمه متن تخصصی خبرهای سایت
ترجمه مقاله مطالب آموزشی
ترجمه مقاله لیست زمان و هزینه ترجمه
ترجمه مقاله سوالات متداول
ترجمه تخصصی نقشه سایت

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

روش های یادگیری لغات زبان انگلیسی - بخش پنجم

شماره مطلبعنوان مطلبتاریخ مطلبلینک دانلود فایل
30095روش های یادگیری لغات زبان انگلیسی - بخش پنجم1395/08/10 10:33کلیک کنید

2.3. حجم لغات موجود به زبان انگلیسی

در اکثر موارد، با این سوال مواجه می شویم که یک فرد بومی انگلیسی‌ زبان، با چه تعداد از لغات، آشنایی دارد و چه تعداد لغت، در زبان انگلیسی وجود دارند. جواب به این پرسش، چندان ساده نیست. در اینجا به بررسی برخی از نظرات معتبر و قابل احترام، خواهم پرداخت.

محققین، در هنگام براورد نمودن مقدار لغات موجود در زبان انگلیسی، به نتیجه‌گیری واحدی نمی رسند. شاید دلیل این اتفاق را بتوان به مفهوم مبهم اصطلاح "واژه یا لغت یا کلمه" نسبت داد. از نظر اشمیت، مهارت کامل به واژه‌نامه(lexicon) زبان انگلیسی و احتمالا هر زبان دیگری، نه تنها فراتر از توان زبان‌آموزان غیر بومی است، بلکه بومیان انگلیسی زبان نیز، چنین تسلطی ندارند. با این حال، در اینجا به ارائه برخی ایده ها در مورد براورد اندازه واژگان مورد استفاده بومی زبان های انگلیسی، دست خواهم زد. به روشنی می دانیم که زبان های مختلف، نه تنها در اصوات و قواعد گرامری، بلکه در واژگان و همچنین در سیستم خلق لغت، با هم فرق دارند. بومی زبان های اهل چک، نسبت به بومی زبان های انگلیسی، کلمات کمتری را بصورت فعال، مورد استفاده قرار می دهند و بصورت غیر فعال، درک می کنند، اما می توانند با کمک ریشه یک لغت، نسخه های بسیار متفاوتی را از هر لغت، ایجاد نمایند(پرفسور جوزِف لانگمایِر). بنابراین، نمی توان بر اساس یک تحقیق صورت گرفته بر روی یکی از زبان ها، به نتیجه‌گیری نهایی رسید و این نتایج را برای زبان دیگری، مورد استفاده قرار داد. تعداد لغات موجود در زبان انگلیسی، کاملا مشخص نیست و دلیل آن به رویکردهای پژوهشی مختلف در این زمینه بر می گردد، اما حتی نویسندگان مختلف، به تنهایی هم نمی توانند مقدار دقیق کلمات را تخمین بزنند و در عوض، به بیان یک محدوده تخمینی، اکتفا می کنند. رابرت کلایبورن(Robert Claiborne)، در سال 1990، براورد کرد که بین 400000 تا 600000 لغت در زبان انگلیسی وجود دارند. دیوید کریستال(David Crystal)، در سال 1988، بر این باور بود که بین 500000 تا 2000000 لغت در زبان انگلیسی وجود دارند. تخمین دیگر که در سال 1961 توسط روزنبلام(Rosenblum) و نورنبرگ(Nurnberg) شده شد به 1000000 لغت اشاره دارد. با توجه به رشد و توسعه سریع اصطلاحات زبان انگلیسی به کار رفته در صنایع مختلف، حجم لغات فنی، با سرعت زیادی، رو به افزایش می باشد. این لغات، لغاتی هستند که معمولا با آنها برخورد نمی کنیم و تنها فردی که در یک زمینه خاص تخصص دارد با آنها برخورد خواهد نمود. برایسون(Bryson)، در سال 1996، تخمین زد که تعداد لغات رایج غیر از اصطلاحات فنی تخصصی، 200000 لغت می باشد.  با این وجود، همانطور که وی اشاره کرده است، بایستی به یاد داشته باشیم که بعد از افزودن همه لغات فنی، بخصوص اصطلاحات علمی(از قبیل شیمی یا فیزیک)، تعداد فوق الذکر، به میلیون ها لغت افزایش خواهد یافت. به دلیل وجود نظریات بسیار مختلف در مورد اندازه واژگان زبان انگلیسی، امکان بیان یک عدد واحد، وجود ندارد.

دانشمندان، بر این نکته تاکید دارند که هر فرد معمولی، با حدود 20000 لغت هم‌خانواده، آشنایی دارد و هر ساله‌، 1000 لغت جدید را یاد می گیرد.

یکی از سوالات مرتبط با موضوع بحث ما، آن است که یک فرد برای آنکه بتواند به زبان انگلیسی سخن بگوید، به چند لغت نیاز دارد؟ همانطور که پیکره زبانی(corpus) زبان انگلیسی آکسفورد، بیان کرده است، بومیان انگلیسی زبان، برای 90 درصد چیزهایی که می گویند و می نویسند، تنها 7000 لغت را به کار خواهند گرفت.

2.4. انواع واژگان

همانطور که پیش از این بیان گردید، یادگیری واژگان زبان بیگانه، با وجود تحقیقات وسیع صورت گرفته توسط محققین، معلم ها، طراحان برنامه درسی، نظریه‌پردازان و سایر افراد درگیر در یادگیری زبان بیگانه، هنوز هم فرایندی بسیار پیچیده، به شمار می رود که همه ابعاد آن شناخته شده نیست. اگرچه نظریه های زیادی در مورد فراگیری واژگان زبان بیگانه وجود دارند، اما هنوز هم سوالات بی جوابی را می توانیم در پیش روی خود مشاهده کنیم. علیرغم اینکه فرایند یادگیری واژگان، هنوز هم کاملا درک نشده است، اما دانشجویان، هر روز، واژگان جدیدی را یاد می گیرند. امروزه، دانشجویان، با استفاده از روش های مختلفی، به فراگیری لغات یک زبان بیگانه، دست می زنند. آنها بسیاری از لغات را با روش هایی از قبیل خواندن یک کتاب، شنیدن آن لغات در یک فیلم و یا ترانه های مورد علاقه، می آموزند. ممکن است برخی از لغات، در خانه و توسط یک معلم یا طرح ابتکاری هر فرد، آموخته شوند. هر کسی، با کمک مجموعه متفاوتی از شیوه ها، به یادگیری واژگان می پردازند، زیرا ممکن است سیستم های ترجیحی افراد با هم فرق داشته باشند. با این وجود، نتیجه همه این روش ها یک چیز است: یاد گرفتن لغات.

هنگام یادگیری یک واژه، دانشجویان، نه تنها ترجمه آن به زبان مادریشان را فرا می گیرند، بلکه تعریف، تلفظ، املا، تصریف(inflection)، همایند یا همایی یا هم‌آرایی(collocation) آن را نیز خواهند آموخت، خواه به سبک یا سیاق و زمینه خاصی ارتباط داشته باشد و خواه نداشته باشد. هیچ روش جهانی ای وجود ندارد که بتواند روشی را برای فراگیری یکباره همه اطلاعات مربوط به یک لغت، معرفی نماید. دانشجویان بایستی روش های مختلف را با هم ترکیب کنند و از این طریق، به دانش پیچیده مربوط به لغت مورد نظر، دست بیابند.

از آنجایی که تنها نمی توان با کمک بخش کوچکی از اطلاعات، لغت جدیدی را فرا گرفت، در نتیجه، تنها با یک نوع از واژگان سر و کار نخواهیم داشت. انواع واژگان را می توانیم با کمک معیارهای مختلف بیشمار، تقسیم‌بندی کنیم و اغلب نویسندگان، معیارهای ابتکاری خودشان را در مقاله هایشان مورد اشاره قرار داده اند. بعنوان مثال، از نظر شوباتم(Shoebottom)، می توان واژگان را به دو مقوله اصلی، تقسیم نمود: موقعیت های روزمره و موقعیت های آکادمیک. هر دوی این مقوله ها، حجم متفاوتی از نوع واحدی از لغات را در بر می گیرند: آکادمیک، موضوع-ویژه، افعال عبارتی، اصطلاحات، عبارات کوچه‌بازاری و غیر رسمی، بهگویی یا حسن تعبیر(euphemism)، عنصر وجهی خنثی(neutral). همانطور که شوباتم اشاره کرده است، هر دوی این مقوله ها، زیرمقوله های واحدی دارند، اما تعداد لغات موجود در این مقوله ها، با هم متفاوت خواهند بود.

روش دیگر برای تقسیم واژگان، مبتنی بر استفاده فعال و غیر فعال از آنهاست که میلتون(Milton)، مورد توجه قرار داد. واژگان فعال(active vocabulary)، واژگانی است که یک دانشجو می تواند تولید کند و واژگان غیر فعال(passive vocabulary)، شامل لغاتی است که یک دانشجو می تواند درک کند. مردم، در زمان تولید(صحبت کردن یا نوشتن)، واژگان فعال را مورد استفاده قرار می دهند و در زمان دریافت زبان از طریق فعالیت های روخوانی یا شنیداری، از واژگان غیر فعال، کمک می گیرند. علاوه بر این، می توان واژگان را بر اساس معیارهای دیگری غیر از لغات نیز تقسیم بندی نمود. بعنوان مثال، نیشن(Nation)، بیان می دارد که واژگان را می توان به دو مقوله شناختی وسیع و گسترده، تقسیم کرد: یک نفر، با چه تعداد از لغات آشنایی دارد(دامنه واژگان یا vocabulary breadth)؛ یک نفر، به چه میزانی و با چه کیفیتی آن لغات را می شناسد(عمق واژگان یا vocabulary depth).

همانطور که در بالا بیان گردید، روش های زیادی برای طبقه‌بندی واژگان وجود دارند. هر روش، هدف و کارکرد خودش را دارد و محققین، آنها را اختصاصا برای اهداف پژوهشی خودشان، خلق می نمایند. در آموزش زبان، غالبا واژگان را بر اساس سطح سختی و فراوانی کاربرد، طبقه‌بندی می کنند. در اینجا، رایج ترین و عمومی ترین لغات، در اولین گام، در اختیار زبان آموز قرار خواهند گرفت تا بتواند آنها را بیاموزد و در زمان یادگیری در سطوح بالاتر، این دانش را به تدریج افزایش بدهد.


 وفاداری به متن، نویسنده و خواننده، در ترجمه تخصصی - بخش چهارم
 
 وفاداری به متن، نویسنده و خواننده، در ترجمه تخصصی - بخش پنجم
signup  
نام
وب سایت
نظر
 


 
گوترنس
کانال تلگرام گوترنس